والدین ِ دوست

خرید بک لینک
من برگشتم با یه جفت چشم نو که نــباید اشک به خودشون ببینن ُ همین باعث شده این هفته علی رغم اینکه بارها موقعیتی پیش اومد که در حالت عادی گریه میکردم فقط چشمام ُ بستم ُ با یه پوووووف سر و تهش ُ هم آوردم !بعدشم تصمیم گرفتم با این چشمای نو! دیگه هر کاری نکنم! هر فیلمی نبینم هر کتابی نخونم هر فردی رو قاب نگیرم تو ذهنم و برای هر موضوعی گریه نکنم و در کل بخوام رک بگم میخوام بشم همون دختر دوران راهنمایی همونی که عشق کتاب های درست ُ حسابی بود عاشق دیدن زیبایی های دنیا بود و کمتر چیزی اذیتش میکرد و فکر میکرد غیر ممکنی براش نیست چون نسبت نزدیکی با خدا داره و این یعنی یه قدرت تموم نشدنی ... من باید دوباره من بشم :)این مدتی که نبودم ظاهرا یه اتفاق خیلی خوب افتاده تو بیان و یه وب خیلی محشر درست شده برای نشوندن خنده رو لبای بیانی ها :) دعوت تون میکنم به بلاگفان :) با تشکر از کسایی که دارن براش مطلب مینویسن ُ زحمت میکشن امیدوارم بلاگفان هم مثل رادیو بلاگی ها با استقبال زیاد مواجه شه و بیان رو موج شادی بگیره :) والدین ِ دوست...ادامه مطلب

ما را در سایت والدین ِ دوست دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 8 تاريخ: پنجشنبه 20 آبان 1395 ساعت: 17:47

این هم یک عدد تیدا در سن یک سال و خرده ای :دی


والدین ِ دوست...

ما را در سایت والدین ِ دوست دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 9 تاريخ: پنجشنبه 20 آبان 1395 ساعت: 17:47

یادش بخیر یه زمانی خیلی اراده داشتم :) وقتی که همه فکر میکردن نمیشه راه رفتموقتی که کسی فکرشو نمیکرد توی دوی استانی مقام آوردموقتی هیچ کس باور نداشت تنبل کلاس اصلا چیزی هم بفهمه تو المپیاد شرکت کردم و اگه بیماری ِ مسخره یهویی دالی نمیکرد میگفتم مدال آوردم :دیو خیلی چیزهای دیگه که نباید میشد ولی شد چون من خواستم و اراده کردم ولــی انگار با بالا رفتن سنم بی اراده شدم ... مثلا نمی تونم دوست نداشته باشمش ...نمیتونم بهش فکر نکنم و یا حتی کم تر فکر کنم یا به بدی هاش فکر کنم و متنفر شم...چون بی اراده شده ام... والدین ِ دوست...ادامه مطلب

ما را در سایت والدین ِ دوست دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 13 تاريخ: شنبه 10 مهر 1395 ساعت: 13:03

وقتی کسی نیست تو دنیای ِ حقیقی حرفت ُ بفهمه مجبوری پناه بیاری به دنیای ِ مجازی اما اوج بدبختی اونجاست که تو دنیای مجازی هم باهات دعوا کنن سر حرفای دلت!و تو تصمیم بگیری درد دلت ُ توی وب جدا بگی با اسم مستعار!تا بتونی از علاقه ات بگی به کسی که یکی بهش میگه اسمش ُ نبر! یکی میگه یارو! یکی دیگه میگه بی شرف!هیچ کس هم فکر نمیکنه تو هنــوز دوستش داری هنــوز واسه ات مهم ِ هنــوز عاشقشی...حتی با وجود اینکه خودت هم قبول داری اون بارها خطا کرده ُ قبول داری حرف رضا امیر خانی ُ که میگه" آدمی که یک بار خطا کرده باشه و پاش لغزیده باشه و بعد هم پشیمان شده باشد، مطمئن تر است از والدین ِ دوست...ادامه مطلب

ما را در سایت والدین ِ دوست دنبال می‌کنید

برچسب: به درگاهی پناه آورده ام,به جام می پناه آورده ام, نویسنده: بازدید: 27 تاريخ: چهارشنبه 7 مهر 1395 ساعت: 18:34

رفتار پدر و مادرم همیشه یه جور ِ متفاوتی بوده نسبت به پدر و مادر دوستام یه رفتار دوستانه که باعث شده من هر جا خراب کردم بدون ترس بگم، هر جا هم صحبت لازم داشتم هر کدوم دم دست تر بودن باهاش صحبت کردم و خیلی چیزهای دیگه اما نوع دوستی هاشون فرق داره پدرم در عین دوست بودن حس پدر بودن ُ هم بهم میده ولی مادرم فقط دوست بوده و هست و همین باعث شده خیلی جاها رفتارم باهاش مثل دوستام باشه یعنی راحت باهاش قهر کنم :| راحت بدون اون بودن ُ تحمل کنم و خیلی چیزای دیگه که تا امروز فکر میکردم بد ِ و مقصرش مادرم هست که مثل پدرم رفتار نکرده و نتونسته یه مادر ِ دوست باشه و فقط دوست والدین ِ دوست...ادامه مطلب

ما را در سایت والدین ِ دوست دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 12 تاريخ: چهارشنبه 7 مهر 1395 ساعت: 18:34

صفحه بندی